به نام خداوند
سلام
در شماره 344 چلچراغ (30 خرداد 88) گزارشی به قلم چیا فوادی درباره شهر پیونگ یانگ پایتخت کره شمالی چاپ شده بود که برای من بسیار جالب بود. قبل از خواندن این مقاله فکر می کردم که بیشتر جوسازی ها در مورد وضعیت عجیب و غریب این کشور مانند گزارش هایی که از ایران در غرب نگاشته می شود دروغ و بی اساس است، اما این مطالب که در یک نشریه موجه ایرانی آمده بود باعث شد نگاهم به حکومت کره شمالی و امثال آن عوض شود. در ادامه قسمت هایی از این گزارش را انتخاب کرده ام که با هم می خوانیم:
شب ها انگار پیونگ یانگ تاریکی مطلق است، انگار صحرای برهوت روبه رویتان است که تا چشم کار می کند تاریکی مطلق است. علی کریمی که ترس برایش معنی ندارد، می گوید:" پیونگ یانگ مثل سرباز خانه است. معلوم است که دولت نظامی و دیکتاتوری و کمونیستی کره شمالی شب ها از 9 به بعد خاموشی بدهد!"
کره ای ها به خاطر اینکه در ماه خیلی کم به حمام می روند، مواد ضد عفونی کننده به تنشان می مالند که اتفاقاً برای خودشان خوش بو و برای ما بدبو است. البته اگر می خواهید از فرمول این ماده باخبر شوید، باید جانتان را بدهید، چون نیروی اطلاعاتی کره ای خیلی سریع دخلتان را می آورند.
در پیونگ یانگ هر دو ساعت یک بار مارش نظامی از بلندگوهای غول پیکری که در جای جای شهر است، نواخته می شود تا ژنرال های ارتش کمونیستی قدرتشان را به رخ همگان بکشند.
مردمان کره شمالی خودشان را قوی ترین کشور دنیا از نظر هسته ای و نظامی می دانند. آنها پس از آزمایش اتمی ماه پیش خوشحالند و حسابی احساس غرور می کنند. اما اینجا خبری از اینترنت و موبایل در سطح شهر نیست. موبایل ممنوع است و فقط ژنرال ها می توانند موبایل داشته باشند. خطوط تلفن ثابت نیز به تازگی برای همه آزاد شده است.
در پیونگ یانگ هر کس نخواهد عضو ارتش باشد، باید اطلاعاتی شود و به ژنرال ها خبر بدهد. البته این اتفاق زمانی می افتد که آنها به سن قانونی 18 سال رسیده باشند.
هر روز صبح سر ساعت شش 150 هزار نفر رژه نظامی می روند و بر اساس شغل هایشان بر سر کارهایشان که اکثراً نظامی است خواهند رفت. این رژه که بزرگ ترین رژه نظامی دنیاست، سر آخر به یک نفر ختم می شود که تک و تنها به محل کارش می رود. در واقع از این ارتش مرتب کم می شود تا در نهایت به یک نفر ختم شود. درآمد ماهانه اینجا چهار یورو است! نترسید، چون دولت به مردم آذوقه و مواد لازم را به صورت کوپنی می دهد و احتیاجی به درآمد بالا نیست.
عقیده یک دختر کره ای درباره این شیپورها و مارش ها این است که اینها همه برای آن است که مردم کره شمالی بدانند که همیشه باید آماده حمله ناگهانی دشمن و امپریالیسم باشند. وقتی به او می گوییم مردم کره شمالی درست مثل مورچه برای ژنرال ها کار می کنند و استثمار می شوند، با عصبانیت می گوید: " مردم کره شمالی عاشق حاکمانشان هستند و اصلاً آن طور که شما می گویید مثل مورچه کار نمی کنند. ما این زندگی را دوست داریم و از آن لذت می بریم و حاضریم تا آخرین قطره خونمان برای کره شمالی بجنگیم!"
وقتی در گفتگو با یک جوان کره ای طرفدار فوتبال به نام آمریکا اشاره می شود و از او پرسیده می شود آیا نمی ترسید که ماجرای حمله عراق از سوی آمریکا تکرار شود؟ با غرور خاصی می گوید:" غلط می کند. ما با بمب های قاره پیمای اتمی که داریم آمریکا را درب و داغان می کنیم. البته قبل از آن کره جنوبی و ژاپن را هم با بمب صاف خواهیم کرد. ما کلاهک هسته ای داریم. آمریکا جرات دارد به ما چپ نگاه کند ..."
مراکز تفریحی در پیونگ یانگ فقط برای ژنرال ها وجود دارد. آنها حق دارند به دیسکوها و بارها بروند و غیر ژنرال ها در پیونگ یانگ با دیده شدن در بارها اعدام می شوند. البته خب آمار فساد، فحشا، دزدی، مواد مخدر و طلاق در کره شمالی صفر است! ماهواره در پیونگ یانگ ممنوع است و اعدام دارد. تلویزیون هم از ساعت 17 تا 22 برنامه پخش می کند که همه اش نظامی است و حتی برنامه کودکش هم به پخش کارتون های جنگی و فضایی اختصاص دارد.
دختر و پسرها با نظر دولت با هم ازدواج می کنند. اجازه ازدواج صرفاً در اختیار دولت است و اگر مورد انتخابی مغایر نظر دولت و حزب نبوده، امکان این وصلت مهیا می شود. خانه تازه داماد و عروس و شغل این دو را هم دولت تعیین می کند.

نوشته شده توسط احسان در جمعه سیزدهم شهریور 1388 | موضوع: