به نام خداوند

سلام

تیرماه 86 بود که در پستی در این وبلاگ مرثیه ای! نوشتم برای خداحافظی تیری هانری و رفتنش به بارسلونا.

امروز نه اینکه قرار باشد دوباره همه چیز برگردد به همان دوران خوب گذشته و خوشی های آرسنالی بودن اما برگشت دو ماهه تیری مثل یک رویای شیرین و کوتاه می تونه خاطره ی دلنشین دیگری باشد از حضور بزرگ مردی که به تنهایی یک تیم را ویژه کرده بود.

صحنه ورود هانری به زمین در بازی دو شب پیش و گل پیروزی بخش او و اوج داستان یعنی در آغوش گرفتن پرفسور ونگر همه اش مانند صحنه هایی از یک داستان رویایی بود که داشت جلو چشمام رد می شد و خب کدام آرسنالی بود که از این صحنه بغضش نگیرد و اشکایش ...؟

هانری ... (نمی دانم چه صفتی رو بگم) هیچ کدام از هواداران انتظار معجزه از تو نداریم فقط ممنونیم که دوباره و هرچند موقت آرسنالمان را ویژه کردی، پدیده ای ورای یک تیم فوتبال معمولی در این سال های دلمرده فوتبالی که همه چیز ختم می شود به یک تیم و یک بازیکن و تکرار و تکرار و ...